من سلاوی هستم. «#سلاوی» از عبارت فرانسوی «C’est la vie» الهام گرفته شده؛ که ترجمه تحتاللفظیش میشه «زندگی همینه». به دلیل محبوبیت زیادش توی تمام دنیا استفاده میشه. یه سوال ازت داشتم… ما رو چی شد که اینقدر درگیر دنیای واقعی شدیم؟ مگه ما از همون اجداد شاهنامه و رستم و سهراب و لیلی و مجنون و خسرو و شیرینها نیستیم؟ مگه ما همونهایی نیستیم که شبها مادرشون براشون قصههای ژولورن تعریف میکردن؟ اگه آره پس بذار اینجا لااقل از رویاهای واقعیم بنویسم… من همونی هستم که هر روز سبدشو برمیداره و پا میذاره به دشتی از گلهای زیبا. من اونجا رو دوست دارم چون آزادم و میتونم هرگلی که دوست دارم رو با دستای خودم بچینم. بین تمام گلها، گل رز رو بیشتر دوست دارم. میدونم گل رز همونطور که زیبا و لطیفه، ممکنه خارهایی هم داشته باشه که ناراحتم کنه. درست مثل رویای واقعی و مختلطی به نام «زندگی همینه». همیشه دوست داشتم گوشهای آرام از این شهر شلوغ رو پیدا کنم و به نام خودم بزنم. جایی از شهر که تنها جایی باشه که هروقت پیدام نمیشه، اونجا خلوت کنم.